تبليغاتX
... ترنم و
   
... ترنم و
سلام جیگمل...نظر یادت نره شیطون.....
 
 
موضوعات

شعرهای عاشقانه

____________________
آرشيو شیطونی های من

مرداد 1388

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

مرداد 1385

تیر 1385

آذر 1384

آبان 1384

____________________
مطالب اخير

خصوصیات فیلم های ایرانی

هدف از آفرینش مرد ها

آموزش دوخت پیژامه

...فلسفه فحش

بی نام و نشان....

دیدی برگشتم....

.....

دایره

او

____________________
شیطونی های روزانه

upload

____________________
پیوند ها

وبلاگ علی جوونم"آرسنالی ها بپرید اینجا"

بوترهای 2005

اموزش بدن سازی

عشق های اینترنتی

شکلات...

وبلاگ خوشگل آرش

هر کی قالب می خواد بیاد اینجا

فائزه&مهتاب

احساسم را میداند(میلاد)

خاطرات من

ترنم

عشقت یادم نمیره(وروجک ها)

درد عشق...

پسری تنها

آنتی پسر

عشق من...

لیلی و مجنون

همسفر غم

زندگی من....

نوشته های یه دختر به سیم آخر زده

معدن ترفند های توپ

نی نی یون.............

خلوت من ....

وبلاگ کد...

ایستگاه ذهن

داريوش...

آخرین هوار.....

عشق من...

نازیلا جون

بزرگترین وبلاگ سرگرمی ایران

دلی خالی از امید

ستاره....

عاشقانه..

ساحل دریا(ساسان.Mr )

اس ام اس های عاشقانه و سرکاری

بی صداتر از سکوت.. .:پرهام:.

خالیفسور علی

Armin..

بهار جون.....

پسر عاشق....

نیما خان...

پارسا جون...

.:Paulo:.

مهشید جون....

بغض"امیر جون"

زندگی با عشق..."نسیم جون" و "مینا جون"

هکران جهنمی....."سامی ...ساسی"

"جن و روح" .:برید توش تنتون می لرزه:. <مهدی عزیز>

سعیده جوونم...

بهای عشق..."مصلح عزیز"

سوته دلان...."فرشاد."

از شير مرغ تا جوون آدميزاد...

وبلاگ .:امير جون:.

____XMAN____

ترنم جوون........

هفت خورشید.....

عشق فراتر از بودن است...

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

جدیترین کد آهنگ

 
 
 

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388

خصوصیات فیلم های ایرانی

خصوصیات فیلم های ایرانی :

 ۱. اول فیلم رو ببینی آخرش مشخصه !

 ۲. امکان نداره تو فیلم دو نفر عاشق هم نشن !

 ۳. صحنه های تصادف رو نمی بینی فقط صداش میاد !

 ۴. زنهای تو فیلم با یه استفراق حامله میشن !

 
 

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388

باز هواپيما

با ترانه

با سقوط هاي فراوان

ميفتد بر بام خانه

نوجوانان جودوکار

فرودگاه ها يا چوبه دار؟

يکي مشهد ، يکي قزوين

تاوان تقلب به اسم دين

اين ها تازه اولش است

خدا خشمگين از اين دولت پست

باز هم توپولوف حماسه آفريده

ملت را به چشم موش آزمايشگاهي ديده

باز هم بايد بگوييم روسيه دوست ماست

باز هم بايد برويم پي هولوکاست

باز هم بگوييم خواست خدا بود

باز هم بگوييم قضا بلا بود

 

البته این شعر یه کم مشکل داره اما مفهومش جالب بود ...



 
 

یکشنبه یازدهم مرداد 1388

هدف از آفرینش مرد ها

سلام.... قبل از اینکه این متن رو بخونید نه تنها من ضد مرد نیستم بلکه اصلا ضد زن هم نیستم !! حالا شما میگید این تست درسته ؟!

 1. هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟

1. هدف خاصی نبود/ 2. گل اضافی بود/ 3.نسخه آزمایشی بود/ 4.اصلا کار خدا نبود

 2. چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟

 1.از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند /2.مگه ما روی زمین مرد هم داریم/ 3.وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد/ 4. حالا چه عجله ایه؟

 3. اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟

1.چیز خاصی نمی آفرید/ 2.پیراشکی/ 3.خروس دریایی /4.فضای خالی

 ۴. اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟

 1.مگه قراره اتفاقی بیافته/ 2.خارشتر کویر لوت که آفت نداره/ 3.اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد /4. یه هیولا کمتر دنیا قشنگتر

 5. چه وقت مردها عاشق می شوند؟

1.چه وقت مردها عاشق نمی شوند! /2.هر وقت مامانشون بگه/ 3.چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند/ 4.یک روز از همین روزا !

 6.مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟

/ 1.در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند/ 2.جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه .(قانون 4 نیوتن)/ 3.بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد./ 4.رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.

 7.مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟

 1.فنر با ثابت بالا /2.پارچه استرژ/ 3.یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته/ 4.کش تیرو کمان

 8.مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟

1.هر شب /2.هر وقت که خدا بخواد/ 3.هر وقت تست استرون بگه/ 4.سایکل تایم خاصی ندارند

 9.مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟

1..اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!/ 2.تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!/ 3.به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!/ 4.می رن کلاس آمادگی جسمانی!!

 10.وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟

1.چیزی نمی گن چون وقت عمله/ 2.وقت نمی کنن چیزی بگن/ 3.اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه/ 4.در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ کس نمی فهمه که اونا چی می گن

 11.مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟

 1.با دست /2.با تور/ 3.با چنگول/ 4.با زبون

12.معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟

 1.هر که پیش آمد خوش آمد /2.به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه/ 3.ده بیست سی چهل / 4.. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد 

 (پیش بینی خانمها بعد از این ایمیل : وای چه باحال بود دقیقا مردا همین هستند!!) 

 (پیش بینی آقایون بعد از این متن : ..... مشت خوردی تا حالا؟

 
 

یکشنبه یازدهم مرداد 1388

آموزش دوخت پیژامه

پارچه‌ مي‌خريم ‌(تترون‌ راه‌ راه)، به‌ خانه‌ مي‌بريم‌. پيژامه‌قبلي‌ را كه‌ مادرتان‌ دوخته‌ روي‌ پارچه‌ گذاشته‌ آنرا مي‌بريد. به‌ خاط‌ر داشته‌ باشيد كه‌ پارچه‌ را دو لايه‌ كرده‌ باشيد. قبل‌ از اينكه‌ قسمت‌ كشدار را ببري‌، سه‌ چار انگشت‌ جا بذار، چون‌ بعد بايد خم‌ شود تا كش‌ رد شود. اين‌ را براي‌ همه‌ لبه‌ها بكن‌. پيژامه‌ قبلي‌ را برداشته‌ در كمد قرار بدهيد تا مادر آشفته‌ نشود. نخ‌ سوزن‌ آورده‌ پارچه‌را كوك‌ بزنيد. (كوك‌ زدن‌ يعني‌ رد كردن‌ موقت‌ نخ‌ از لاي‌ پارچه‌) از لاي‌ در سرك‌ بكشيد تا مادر بزرگتان‌ از راه‌ سر نرسد (چرخ‌ خياطي‌ مال‌ مادر بزرگ‌ است‌). بعد از دوختن‌، نوبت‌ كش‌‌اندازي‌ است‌. كش‌ را مي‌اندازيم‌، به‌ اين‌ صورت‌ كه‌ سنجاق‌ قفلي‌ را به‌ سر آن‌ گره‌ زده‌، كشان‌ كشان‌ از سوراخ‌ كمر پيژامه‌ عبور بدهيد. يادتان‌ باشد سنجاق‌ قفلي‌ را پس‌ از خاتمه‌ كار به‌ چارقد مادربزرگ‌ ارجاع‌ دهيم‌. نكات‌ مهم :

 1- براي‌ جلوگيري‌ از عدم‌ سايش‌ سرزانوها، از چهار دست‌ و پا رفتن‌ بپرهيزيد. ▓

2- در صورت‌ پاره‌ شدن‌ كش‌، پيژامه‌ سقوط‌ خواهد كرد.▓

3- حضور در اماكن‌ عمومي‌ با پيژامه‌ خلاف‌ شئونات‌ اجتماعي‌ است‌.▓

 4- پيژامه‌ نيز مانند مسواك‌ و عينك‌، از لوازم‌ شخصي‌ شماست‌، از تعارف‌ آن‌ بپرهيزيد.▓

5- قبل‌ از اينكه‌ پيژامه‌ قبلي را روي‌ پارچه‌ بگذاريد، كش‌ آنرا خارج‌ كنيد تا كمرش‌ تنگ‌ نشود.

 
 

یکشنبه یازدهم مرداد 1388

...فلسفه فحش

فلسفه ی فحش خیلی پیچیده است چه بسا فحش هایی که هر کس می ده بیانگر شخصیت و درون او باشد . اما از اونجا که فحش در بین دانشجویان امروزه ی ما جایگاه بسیار ویژه ای دارد بنده شما رو با تعدادی از اونها آشناتون می کنم که از شهرت ویژه ای برخوردارند :

 1_ دانشجوی تهران شمال : نکته : وقتی می خونید این قسمتو سعی کنید لباتون تا حد امکان غنچه باشه: بی ادب , تو واقعا عقلتو از دست دادی دیوونه . منو ترسوندی بی شعور تلفظ : بی ششووور ) امیدوارم ولنتاین کچل شی . بد بد بد) ☻☻

 2_ دانشجوی تهران جنوب : (.... .... .... ..... ... .. ... ..کلا سانسور شد ) ☻☻

3_ دانشجوی دانشگاه تهران : وطن فروش مزدور , لیبرال خود فروخته , مخل نظام , تو حق شرکت در انتخابات بعدی رو نداری با اون کاندید از خودت نفهم تر , فاشیست تند رو (توجه داشته باشید که موضوع دعوا سیاسی بوده) ☻☻

 4_ دانشجوی پزشکی : در دیکشنری این بروبچ کلمه ی فحش تعریف نشدست ☻☻

 5_ دانشجوی هنر : من شعر دوازدهم از هشت کتاب استاد سهراب رو به تو بی ادب بی فرهنگ تقدیم می کنم امیدوارت گیتارت بشکنه و تا اخر عمر یکه و تنها و بی عشق و ژولیت بمونی . /وفتی هم کار بالا می گیره کاریکاتور همدیگه رو می کشن .

 6_ دانشجوی الهیات : یا ایهو الذی فحشو فحشً فاحشتن ای هستیت به عدم مبدل , ای دچار دور تسلسل شده , ای علتت به ممکن الوجود گرویده , فلسفه ی تو دچار تضاد شده و من به خود اجازه ی بحث نمی دم .... * / این آخری که گفت از اون ناجوراش بود که فلش بک زد به دوران دبیرستان و رشته ی علوم انسانی که می خوند و واسه خودش یلی بود!!!/ ☻☻

 7_ دانشجوی تربیت بدنی: به من گفتی ... , ... خودتی و جد و آبادت به همین کوتاهی البته بعدش یه 2 ساعتی بزن بزن می شه ☻☻

 8_ دانشجوی حقوق : تو با این کارت به حقوق شهروندی من تجاوز کردی و من طبق اصل 153 قانون اساسی حق دارم ازت شکایت کنم و مادرتو به عزات بشونم شما می تونید هیچی نگید اما هر چی بگید بر علیه شما تو دادگاه استفاده می شه . راستی اگه وکیل تسخیری خواستی به خودم بگو!!! ☻☻

 9_ دانشکده ی کاشون : کسی با تو زر نزد . کثافت مرض . از جلو چشام خفه شو ( من قصد توهین یه هیشکی رو ندارم ) ☻☻

 10_ دانشجوی دختر: دراكثرموارد دختره وقتي باپسره دعواش ميشه: دختر:تو همیشه به من دروغ گفتی , تو هیچ وقت منو دوست نداشتی , من بازیچه ی دستای کثیفت بودم , حالا جواب خونوادمو چی بدم ؟ برو گمشو دیگه نمی خوام ببینمت . هق هق هق

 
 

یکشنبه یازدهم مرداد 1388

بی نام و نشان....

 

یک دوقدم دور شوم صد قدمی بسوی غم
باز منم همان که شد جلوه ءغصه وستم
آه ز عشق وعاشقی! این ستم پر از ریا!!!
این دل من رها نشد از ستم وازآن بلا

باز براه عاشقی خورده زمین دل منم
باز منم که در خفا پر پر غصه میزنم
باز منم به عشق وغم انکه فنا شده دلش
باز منم که خانهء جور وجفا شده دلش
باز همان قصیده ها شعله ء داغ و سوز عشق
آه به قلب من مگو از شب غم ! ز روز عشق!!!
گریه توان من برُید ناله درون من شکست

باز خدای عاشقی ! چشم بروی من نبست
باز جفای دیگری در ره من نهان شده
تیر غمی به سوی دل بار دگر نشان شده
باز به جرم عاشقی دار جفا علم شده
این دل ما میان ,,آن,, مُرده دار غم شده !!!
باز نگاه عاشقم مانده به ره گریه کنان

سینه دوباره میکشد غصه وغم از این جهان
وای ز درد عاشقی ! وای به قلب عاشقان
ای دل من دگر مرو بار دگر به راه آن!!!
عشق فغان وگریه هاست دردوغمو جور وجفاست

باز به خلوتم بیا که خالی از رنگ وریاست
باز بیا به کنج شعر به آشیان شاعری
بگذر از این جهان غم این همه عشق ظاهری
باز منو تو وخدا , باز به خلوت دعا
گریه مکن ای دل من باز به خلوتم بیا...باز به خلوتم بیا

 
 

یکشنبه یازدهم مرداد 1388

دیدی برگشتم....

سلام به همه...

خوفین؟؟؟؟

من اومدممممممممممممممممممممممم....

خیلی وقت بود که به وب جان سر نزده بوده بودم...

ماشالا چقدر خاک خورده.....یه گردگیری حسابی باید انجام بدم...

دیگه اینکه دلم خیلی واستون تنگ شده بود مخصوصا واسه تپلیم که الان پیشم نیست

دلم خیلی واسش تنگ شده....پاشو بیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا...

بله...خدمت تک تک بچه ها عرض کنم که به همتون سر میزنم ...منتظرم باشین ....

تو این چند مدت که نبودم خیلی اتفاقا افتاد ...

واسه همین هم خبرای جدید ندارم چون همش دست چندم میشه ....

پررو با خبرای جدید میاد.....

 ....بوس بوس ...ترنم

 
 

یکشنبه ششم بهمن 1387

.....

پشت پرچین آرزو دیروز

قلب غمگین من چه خالی بود

روزگار ء دوباره دل بستن

همچو یک واژه ء خیالی بود

بی خبر زآ نکه عاشقی ناگاه

خود ره قلب من کند پیدا

آرزو در کنار حسرت و عشق

می ستاند ز سینه قلب مرا

می برم دل کنون به خلوت شعر

بار دیگر به آبی رویا

در طپشهای عاشق قلبم

می سرایم دوباره نام ترا

زین پس وتا ابد به واژه ء عشق

نام ء تو جاودانه میگردد

هر غزل هر ترنم شعرم

بهر تو  عاشقانه میگردد

رنگ چشمان تو نخواهد رفت

هرگز از ذهن قلب من بیرون

در هراسم که بینم این دل را

بی تو قلبی شکسته ومحزون

دل مرا میبرد بگوشه ء غم

کُنج حسرت بگوشهء رویا

می سراید به غصه ها, بدریغ

دم بدم شعر عاشقی مرا

نیمه ء روح من تو بودی تو

او که هر لحظه آرزو کردم

تا بیابم ترا به کنج دلم

هر کجا بوده جستجو کردم

درنگاهت اگرچه نقش من است

عمق ء قلبت بگو که جا دارم

گو مرا عاشقانه میخواهی

گو تو هستی یگانه پندارم

با من از عاشقی بخوان هردم

گر که حتی سرود تکراریست

جوشش شعر من ز چشمه ء عشق

همره نام تو ز دل جاریست

بعد از این دل نگیرد آرامی

گر بماند به کُنج تنهائی

ای خدا عشق او بمن دادی

گو کنون هم تو همره مائی

بر نگیرم سرم ز سجده ء عشق

چون ترا از خدا طلب کردم

ای خدائی که خود همه عشقی

دلشکسته بجا تو مگذارم

بر دل عاشقم دمی بنگر

بر لبم مانده آه و صد ایکاش

آرزو را به قلب من مشکن

بار دیگر پناهء این دل باش

بی تو هم ای گرفته از من دل

زندگانی گذر نخواهد داشت

عاشقی دانه ء محبت را

همره نام تو به قلبم کاشت

من کنون عاشقانه غمگینم

گرچه لبزیز آرزو اما

دل ترا میزند صدا هر دم

منو تو کی شود به روزی ما

آرزو ! همرهم بمان تا دهر

دل به امید ء من بسوزاند

گر ببیند چنین مرا عاشق

دانه ء عشق من برویاند

در شب ء بیقرارم امشب

تا سحر گاه ء من نفیر دعاست

عاشقی را چگونه باید بود

دل کنون عاشقانه در دنیاست

دل کنون عاشقانه در دنیاست

 
 

یکشنبه ششم بهمن 1387

دایره

وه چــــه بیــــهــــوده گـــذشــــت ...

چـــه شتــابــان امــــا...

چــه ســکوتی هــمه جا با مــن بــود

چـــه غمـــی پــای بپــایم آمــــد ...

و چـــه تنــهائی مــظلــومی بــود...

هـــمه جـا دســـت بدستــم میـداد..

وچــــه بیهــــوده گـــــذشــت! ...

رفتـــم ...و رفتــن افســـرده مــــن...

از ســـیاهی غـــمی کــرد گــریــز ...

تـا به نــوری کــه به بـــاور میــدید...

شمـــع حســرت زده قلبـــم را ...

بتـــواند که فــــروزان ســـازد...

همـــه جــا آتـــش بـــود

!!!!

لیــک آن شعـــله که میـــخواست دلــم ...

اینــــچنیـن شعـــله نبــــود

شـــعله ای بود که بــایـــد از عــــشق

شمـــع این سینـــه و قلـــبم مـی شــد ...

لیـــک دیــدم آتـــش ...

در هــر آنجــــا رفتـــم ...

که فقط آتـــش ســــوزانی بـــود ...

که تنـــم را میســوخــــت...

آتـــــش بــــی مهری ...

آتــــش نامـــــردی...

آتـــش ســــــوزانی ...

لیک افروخــته در دست همین انســانها...

وه چــه بیهوده گذشت ...

گـــذر اینـــــــهمه را ه ...

تا کــــه مـــن دریابــم ...

معنی دایـــره را....معنی دایــــره را

 
 

یکشنبه ششم بهمن 1387

او

او بود درتمامی وجودم

او که ساحل نجاتم بود

وپناه ره گم کرده گی هایم

در کویر تنهائی

او بود که مرا شناخت

به خنده هایم ...گریه هایم

با اندوه ها وشب زنده داری هایم

هم ...او.. بود که دستم گرفت

تا تنهائیم را با او سرکنم

واشکهایم را با او،،روان!!

دردهایم با او بگویم

ودر پناه مهرش آرام بگیرم

چون قوئی در آرامش دریا

در کنارم بود

همیشه در همه وقت درهمه جا!!!

چه آنگاه که صدایش میکردم

چه آن زمان که از فرط غم

به هیچ نمی اندیشیدم،،

با تمامی آفکارم،،

حتی به او!!!

اما هرگز تنهایم نمی گذاشت

هرگز بر غمم رضا نبود!!!

زمهر او آموختم

مهربانی را ... شکیب را

بخشنده گی ودادرسی را

چون همیشگی او

یاوری ء تنها دلان را

تا شاید راه رستگاریم باشد

ذره ای چو او بودن

بر امیدی که بر او بسته ام

عشقی که براو نهاده ام

و او یــزدانــم بود

خداوندء عشق ومحبت

 
 

یکشنبه ششم بهمن 1387

وصال

وصــال

دلـــبرم ای دلـــبرء نامـــهربانم

تا به کی در بی کـــسی هایــم بمــانم؟!

زنـدگی درچــشم عاشـق گرچه زیباســت

زنــدگانی بــی تو را زیــبا نــدانــم

ای امـــید اولـــین و آخـــرینــــم

میـــشود آیــا تـــرا با خـــود بـــبینم؟!

عاشـقی گرچه پُراز شــورو نـشاط است

مـــن بـــدون تـــوزعـــمق دل غـــــمینم

ای طـــلوع زنــدگــی ای صـــبح روشـن

پـایــه های نــامــــرادی را تــو بـرکـــن

گرچــه هجــران غــم دهد بر قــلب عاشق

با وصــالت ســوگ ء هــجران را بهـم زن

 
 

سه شنبه هفدهم دی 1387

تولد تولد تولدت مبارک...

سلام ...

تولد تولد تولدت مبارک...مبارک مبارک تولدت مبارک ....

امروز روز تولد پیشی منه..

جیگرم تولدت مبارک ...ایشالا 120 سال زنده باشی....دعا می کنم به تمام آرزوهات برسی...

امروز روز تولدته....دلم می خواد تو این یه سال هر چقدر اذیتت کردم ...ناراحتت کردم ....حتی اینو هم

میدونم ..خیلی وقتها عصبانیت کردم ....دلم می خواد ببخشی منو ....

می دونم خیلی وفتها بخشیدی ....

اونم واسه اینکه می دونم خیلی مهربونی ...

ولی اگه یه کوچلو تو دلت ازم ناراحتی امروز بندازش بیرون ....

گلکم خیلی دوست دارم ..دلم می خواد هر چقدر خدا بهمون عمر میده دوستیمون پایدار باشه ...

.همیشه من جوجه اردک زشت تو باشم و تو پیشی تپپلو خوش خواب گردالو قلمبه من .....

"پویو هم خودتی ...."

تولد پیشی من امسال تو روز تاسوعاست....واسه همین هم نمی تونییم همو ببینیم ....

چون من و پیشی تو شهر زندگی نمی کنیم ....شهرامون با هم فرق می کنه ...

 البته کادو هاش سر جاشه به موقعش وقتی دیدمش بهش میدم ...

این شعر رو تقدیم پشیم می کنم ...می خوام بدونه خیلی دوسش دارم ....

دوست دارم , دوست دارم , دوست دارم ....اصلا دوست دارم به توان n

"تولدت مبارک...

خوش اومدی ستاره ...

اگر چه از راه دور ....

هیچ فایده ای نداره ....

شمعارو روشن کن و ...

به جام دوتارو فوت کن ....

نمیشه پیشت باشم ...

فقط برام سکوت کن..."

 

 
 

دوشنبه نهم دی 1387

...محرم

سلام بچه ها ...

خوبین ؟؟؟

فرا رسیدن محرم رو به همتون تسلیت می گم ...

مار و تو این شبا از دعای خیرتون بی نصیب نزارین ...

ممنونم که بهم سر زدین ...

بابت نظر های خوشگلتون هم واقعا ممنونم ...

تا بعد ...

 

 
 

دوشنبه نهم دی 1387

...کریسمس

 

کریسمس مبارک....

فرا رسیدن سال 20۰۹ میلادی و تولد حضرت مسیح و آغاز تعطیلات کریسمس به شما

و خانوادتان هیچ ربطی ندارد . صبر کنید تا نوروز 

عکس یه کوچلو دزدی میباشد ...

 

 
 

چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387

...کیک

سلام به همه دوستای گلم ...

خوفین؟؟؟ خوشین؟؟؟؟ دماختون چاخه؟؟؟؟یکی یه دونه من چطوره؟؟؟؟ خوفی گلم؟؟؟

امشب بازم براتون عکس گذاشتم ....عکسایی که آدم دلش نمیاد اینارو بخوره......

امیدوارم خوشتون بیاد ...

برای دیدن عکسا برید به "ادامه مطلب"

 

 
 

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

...لب

 

اینم چند تا عکس از لب های خوشگل ....

امیدوارم خوشتون بیاد.....

بیرید به "ادامه مطلب" 


ادامه مطلب...

 
 

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

عکس عکس

  

به قولم عمل کردم و براتون چند تا عکس با حال گذاشتم .....

اینم چند تا عکس که فکر نمی کنم که جز تو ایران جای دیگه ای اتفاق بیفته.....

امیدوارم خوشتون بیاد....

برای دیدن عکس ها برید به "ادامه مطلب"

 


ادامه مطلب...

 
 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

...عکس

سلام به همه بچه ها .....مخصوصا یکی یه دونه خلو دیوونه خودم...

خوبین؟؟؟؟

راستش می خوام وبلاگ رو از این حالت بی روحی در بیارم...

می خوام علاوه بر اینکه شعر میزارم....یه سری عکس هم بزارم....

امیدوارم خوشتون بیاد....منتظر عکسای جدید من باشید....

 

تا یعد...

 
 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

کاشکی...

کاشکی نــگات بتـــونه حـرفه دلـو بــخونه

مــن با تمام قــلبـــم دیونتـــــم ؛ دیـــــوونه!!!

همـــیشه با تو بــودن، تــــموم آرزومــه

مــیخوام که با تو باشــم ای بهترین بـــهونه

به قــلب عاشق من تو معنی امــــیدی

تو با نگاه گــرمت به من زندگی میـــدی

تـــوئی بــهانــه مــن برای زنــده بــودن

توئی که این دلم رو به عاشقی کشیدی

نزار خـــدا جدائی مــا رو ز هم بـگیــره

نزار خـــدا که قـــلبم بدون ء اون بــمیـره

آه ای خــدای دلها که عشـــقو آفریـــدی

توئی که نور عـشقو به قـلبه من دمـیدی

هـمیشه عـاشق هستم همیشه عاشـقونه

بزار خــــدای دلــــها عشــقم بـرام بـــمونه

....

بــدون تـو عـــزیزم هــــمه زنـدگـی درده

منــو نـــگاه نــازت یه پـا دیــونه کــــرده

زندگی رو نـمیخوام اگر که بی تــو بـاشــه

اگــر کـه چــرخ دنیـــا بــکام دل نـگرده

....

نـــزار خـــدا بـــهارم خـزون غــم بـبینــه

بــدون اون بــهارم خـزونی سـرد و زرده

....

آه ای خدای دلـها که عشـــقو آفریـــدی

توئی که نور عشــقو به قلب من دمـیدی

نزار خــدا جدائی مـــا رو ز هم بـگیــره

نـــزار خــــدا که قـــلبم بدون اون بـمیـره

همیشه عاشق هستم با عشقی عاشقونه

بزار خــــدای دلــــها عشــقم بـرام بـــمونه

عشــــقم برام بمونه!!!

 تقدیم به یکی یه دونه.....

 
 

یکشنبه هفدهم آذر 1387

دلم واست تنگه...

 

 

دلم واست تنگ شده......زود برگرد....تنهام اینجا.....

 
 

پنجشنبه چهاردهم آذر 1387

!!!! شیکم پنبه ای و لپ تاپ

اینم عکس شیکم پنبه ایم ....البته وقتی که خیلی کوچلو بود ...

 
 

چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

یک ماجرای کاملا واقعی!!!!!!!! (all lies deleted)



all lies deleted + big truth censor



 

سلام....

خوبین؟؟؟ ممنونم که تو این مدت بهم سر زدین...

واقعا منو شرمنده کردین....

راستش یه متنی رو واستون گذاشتم تو وبلاگ که امیدوارم خوشتون بیاد .....

خواهش می کنم بخونید ...چون می خوام بعدش نظرتون رو بگید ....

 

روز سردی بود.....تو یکی از همین روز های سرد بود که باهاش آشنا شده بودم....تو یکی از روزهای سرد زمستون دیدمش....deleted...اولین قرارمون جلوی یه پارک بود...صبح وقتی بیدار شدم دلهره عجیبی داشتم ....نمی دونم چرا ....با اینکه دومین نفری بود که باهاش آشنا شده بودم اما بازم دلهره داشتم....قرار شده بود یه قرار گذاشتن خیلی معمولی و ساده باشه....ساعت 10 صبح باهاش قرار داشتم اما مثل همیشه دیر رسیدم سر قرار با 45 دقیقه تاخیر .....وقتی عکسشو تو اینترنت بهم نشون داد خیلی ازش خوشم اومده بود..یه صورت گرد و سفید و یه کمی هم تپپپل.....یه لب تقریبا قرمز با یه چشم گیرا....از اون قیافه ها که به دل آدم میشینه ....نمی دونم چرا اما وقتی واسه اولین بار عکسشو دیدم ....چشمام افتاد تو چشماش....دوست داشتم با این چشما حرف بزنم.....خلاصه یهو رفتم سوار ماشین شدم....یه تیریپ اسپرت ساده...اما شیک....بعد سلام و احوال پرسی رفتیم 2 تا ساندیچ سرد خریدیم و رفتیم به سمت دریا....همیشه دریا رو دوست داشتم...یه جورایی آرومم میکرد....توی راه زیاد حرف نزدیم...ازش خجالت می کشیدم...رفتیم و یه ساحل آزاد پیدا کردیم.....کسی اونجا نبود ....من بودم و خودش....زیر یه درخت پارک کردیم و پیاده شدیم....خیلی کم حرف می زدیم....هر دو نگاهمون به دریا بود ....نمی دونم تو فکرش چی بود اما اولش خیلی ساکت بود ....شاید ترجیح می داد ساکت باشه....خلاصه سر صحبت رو باز کردیم.....میون صحبت هامون یه بار مامان من زنگ زد یه بار هم باباش.....خلاصه جفتمون پیچوندیمشون ....یه کم شوخی کردیم ...یه کم جدی حرف می زدیم...ازش خوشم اومد .....یه پسر شوخ طبع اما در عین حال جدی و محکم ....هر چند تو دلش پر غم بود .....خلاصه اون روز بعد یه ناهار خوردن یه بعد از ظهر خیلی خوب تموم شد.....وقتی واسم حرف میزد انگار تو دلش پر غم بود....دلم می خواست کمکش کنم ...نمی دونم چرا؟؟؟احساس می کردم باید کمکش کنم....اما تو بعضی از مسائل نمی تونستم....و این خیلی اذیتم می کرد ....با اینکه خودم 1000 تا مشکل داشتم , مشکلات اون رو مهم تر از مشکلات خوم می دونستم.....از دنیا نا امید بود ....بهش حق می دادم ...خلاصه اولین قرار بهانه شد تا قرار دوم , سوم , و چهارم گذاشته شد .....قرار چهارم رو قرار شد بریم یه جای سر سبز ......دلو زدیم به دریا و رفتیم خارج از شهر تو یه جاده فرعی یه روستایی داشت .....قبل از روستا پیاده شدیم و از منظره ها عکس گرفتیم...وافعا قشنگ و دیدنی بود .....دیگه کمتر ازش خجالت می کشیدم....بهم قول داده بودیم بهم عادت نکنیم....ولی نمی دونست من از همون اولین قرار بهش عادت کردم....deleted ....خلاصه یه تپه بزرگ پیدا کردیم ....ماشین رو هم بزور کشوندیم تا بالا.....بیچاره چقدر بهمون فحش داد خدا می دونه......یه سراشیبی تند ....وقتی رسیدیم بالا ...چشم هر دو تامون گرد شد ....وااااای چه منظره ای....!!! با اینکه زمستون بود ولی هنوز سر سبزی خودش رو داشت ....یه دره دایره ای شکل با کلی زمین های خوشگل سر سبز....

پیاده شدیم و بازم شروع کردیم به عکس گرفتن ....یه کمی هم سر به سر همدیگه گذاشتیم.....وقتی تو ماشین نشستیم ....حرفامون باعث شد تا بهم نزدیک تر شیم....اولین بار بود که بغلش کردم....اولین بار بود که بغلم کرد....گرمای تنشو دوست داشتم ...تو اون هوای سرد خیلی واسم لذت بخش بود ....خیلی هم آرامش بخش...deleted اون صورت رو ببوسم ....ازش اجازه گرفتم ...گفتم میشه ببوسمت؟؟؟؟ چشماش افتاد تو چشمام ....خجالت کشیدم .....با خودم گفتم الانه که ازم ناراحت شده باشه.....ولی صورتشو آورد جلو....منم یه بوس کوچلو رو لپپش گذاشتم ....اونم با یه صدای آروم گفت مرسی....اون روز با اومدن یه مزاحم که بعد ها باعث به وجودآوردن یه ماجرای خیلی بد شد که باعث شد پلیس ها بیفتن دنبالمون تموم شد ...خلاصه دفعات بعد هم به همین منوال گذشت....deleted...deleted...اما هنوز هم اون روز ها رو دوست دارم....روزای سرد زمستون.....روزایی که کنار ساحل با هم قدم میزدیم....روزایی که پر از خاطره های قشنگ بود...یه چند ماهی گذشت و من و اون روز به روز بیشتر بهم عادت می کردیم...هفته ای دو بار همو میدیدم...گاهی وقتا هم بیشتر...تا اینکه پلیس مارو گرفت....از اون روز به بعد حتی به دریا نزدیک نمی شدیم...چه برسه به اینکه بخوایم بریم دریا...

CENSORED....یه چند باری هم رفتیم سینما که یکی از آشناهاشون مارو دید....سینما هم تعطیل شد.....خلاصه اینکه انگار همه می خواستن منو اون همو نیبینم.....همین طور هم شد....دیدارامون یا میشد تو دانشگاشون یا بیرون...البته اونم دو هفته با سه هفته در میون....deleted و خوش میگذروندیم اما بعد اون ما جرا فقط می تونستیم نهایتا 4 سا عت پیش هم باشیم ......انقدر که دوسش داشتم نمی تونستم ببینم ازم دلخوره....دلم نمی خواست حتی یه لحظه از دستم عصبانی باشه..... deleted...deleted ....deleted....deleted....می ترسیدم اگه بهش بگم....deleted.....یا بزاره بره...آخه deleted.....deleted...deleted...deleted....هر چند من تمومش کردم البته به ظاهر, اما در واقع deleted.....شده بودم جوجه اردک زشتش....اونم شده بود گردالی قلمبه گامبالو تپپپل من .....آره...deleted....deleted...deleted....deleted....deleted....دیشب دوست داشتم زمین باز بشه و من برم توش.....دیشب مثل یه شیشه خورد شدم....به قول خودش ترور شخصیت شدم.....deleted.....

deleted....deleted.....deleted....deleted....اما می خوام بدونه.....deleted.....deleted.....با اينكه يه شب بيشتر نگذشته ...ولی انگار واسه من یه سال گذشته....دلم واسش تنگ شده....واسه صداش...واسه خنده هاش...واسه گریه هاش.....واسه شوخی کردناش...واسه عصبانی شدناش....اما ....

تو این یه سال من غیر از اون با کسی نبودم و نیستم.....یعنی اعتقاد دارم اگه تو به طرف مقابلت خیانت کنی یه روز همین بلا سرت میاد .....چطور می تونستم بهش خیانت کنم.....اون شده بود همه چیزم...چه روزا و شبهایی با عکسش حرف نزدم....چه صبح هایی به عکسش صبح بخیر نگفتم و بوسیدمش....چه شب هایی به عکسش شب بخیر نگفتم و بوسیدمش.....deleted .....یdeleted...deleted....دوست دارم همیشه بخنده ....نمی خوام ناراحتیشو ببینم....اون خوشحال باشه .منم خوشحالم....

deleted....دوست دارم یه روز برسه تا بتونم ببینمت....تا بتونم تو چشمات نگاه کنم....deleted....تا deleted.....deleted.....به امید اون روز .....

مرسی که اومدین و به حرفام گوش دادین...هر چند حرفایی که در مورد این یه سال باید بزنم خیلی زیاده.....شاید یه کتاب هم بشه در موردش نوشت...من خلاصش کردم که شماها خسته نشین.... 

 

 امیدوارم از این متن خوشتون اومده باشه....نظرتون رو بگید .....

موفق باشین....تا بعد ..

 
 

چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

کوچه...

سلام اینم یه شعر از امیر شریفی که متاسفانه من نتونستم آهنگشو پیدا کنم اما با اجرای رضایا

عزیز دیدم....امیدوارم خوشتون بیاد ...

اگه بخوای فراموشم کنی ....تو بزار دوباره من ببینمت.....

 واسه ی آخرین بااار ....توی آغوش بزار بگیرمت....

اگه هنوزم میشنوی تو این صدا رو....بیا برگرد و ببین این رد پارو ....

که دیگه غبار غم رو دل نشسته....بیا پاک کن این همه گرد و غبار و.....

 .....کوچه بی تو بی عبور..........کوچه...کوچه صوت و کوره.... .....کوچه بی تو بی عبور ......این

کوچه....کوچه صوت و کوره...

یادته گفتی که چقدر غمگین می خونی....تو بزن شاد بزن تو هم می تونی....

حالا اینجا غم و با شادی بخونم.......که بگم بی تو من نه شاد نمی مونم... .....

کوچه بی تو بی عبور..........کوچه...کوچه صوت و کوره.... .....کوچه بی تو بی عبور ......این

کوچه....کوچه صوت و کوره...

 

 

 

 
 

جمعه یکم آذر 1387

Picture

یه چند تا عکس گذاشتم....امیدوارم خوشتون بیاد...

عکسام جقول بقول تشریف داره.... واسه دیدن عکسا برید تو ادامه مطلب..

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب...

 
 

جمعه یکم آذر 1387

Hossein mokhte

سلاااااااااممممممممممممممممم

 

شما ها هم شنیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

میگن Hossein mokhte فوت کرده......

 

نمیییییییییییییییی خوااااااااااااااااممممممممممممممم.....

 

خیلی با حال می خووووننند

میگن با sasy & alishmas بوده...تصادف کردن

وااااایییی نهههههههههههههههههههههه.....

تا بعد...

 
 

شنبه بیست و پنجم آبان 1387

جوجه اردک

 

اینم عکس خوشگل از یه جوجه اردک ناز

 
 

یکشنبه نوزدهم آبان 1387

نامه ای از دو کوچلو که چشم به راه دو نفر موندن(پفک و پنبه)

"پنبه"

سلام بابایی و مامانی...حاتون هوفه؟؟؟

من پنبه م....پنبه تون الان 10 ماهش چده....چلا نیمیاین پیچمون؟؟؟؟؟چلا منو داداچی تنا دداچتین؟؟؟

منو داداچی دلمون بلاتون تنگ چده....اینشا همه نی نی هچن...

ما نی نی ها هر روس با هم باجی می تونیم....اما من بابایی مو می هامممممم......

من مامانی مو می هااااممممم......مگه ما چی تار ترده بودیم؟؟؟؟

شیطونی می تردیم؟؟؟؟؟؟گلیه می تدیم؟؟؟؟ما هنوز توچلو هجتیم......

هب حداخل بهمون سر بجنید....ما دناه دالیم....

اینا حربای منو داداچ تفکه....ما دوستون دالیم.....نتونه مالو براموش تردین؟؟؟؟؟

من گلیه می تونمااا؟؟؟؟؟.....داداچی هم می هاد یه چی بگه....

"پفک"

شلام بابایی جووووونم.....هوبی؟؟؟؟؟؟؟ منو میچناسی؟؟؟؟؟؟ منمااااا؟؟؟

پفکتون..... دلم بلاتون تنگ شده.....مامانیم هوبه؟؟؟؟؟؟ چلا نیمیاین پشمون؟؟؟

پنبه دل تنگی می تونه.....دلم واسه بازی کردنامون تنگ شده....یادته بابا جوونم؟؟؟؟؟؟

هنوز هم پام توشک(پوشک) میبندن.....دیچه یاد درفتم بگم جیش دارم....

تازه اون یکی رو هم یاد درفتم..... مثل هودت تپلو چدم....پنبه هم همینطور.....

تاجه!!!!! کلی نی نی دخمل داریم....همش باهاشون باجی می تونم.....

مگه ما نی نی ها دل نداییم ته شما ها نیمیاین پیچمون....ما هنوج دوچتون داریم....(پفک و پنبه)

 

؟؟؟!!!.......!!!؟؟؟

 
 

چهارشنبه پانزدهم آبان 1387

بازم کم آوردم....؟؟؟؟؟؟ چرا انقدر زود کم میارم؟؟؟

سلام.....

بی حوصله و دور از همه چی امشب تایپ می کنم....

خوبید بچه ها ؟؟؟؟؟

البته اگه کسی بیاد که این چرندیات منو بخونه.....!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ماشالا هیچکی تو این مدت بهم سر نزده.....ایول دارین...دمتون گرم.....

یه زمانی زیاد تو این وبلاگ رفت و آمد میشد اما الان شده یه کلبه متروکه با کلی تار عنکبوت...

خیلی قشنگه نه؟؟؟!!!!

تازه کجاشو دیدی؟؟؟...قراره قشنگ تر هم بشه......

بازم سرما خوردم....."نگار همش تقصیر تو..."

صدام هم خیلی خوشگل شده....دو رگه شده....."مثل خروس"

واقعا من واسه چی میام اینجا مطلب می نویسم؟؟؟؟؟؟؟؟

حق هم دارین نیاین.....مطالب من هیچ سودی واستون نداره....

نظرتون با حذف وبلاگ چیه؟؟؟؟؟

یعنی کل مطالب این چهار سال پر؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یه جورایی کم آوردم "مثل همیشه"

فعلا میرم....شاید تو چند روز آینده با دست پر اومدم...شایدم با دست خالی...

دوستون دارم...

موفق باشین.....مراقب خودتون باشید....

بوس بوس...

 
 

دوشنبه بیست و نهم مهر 1387

هک شده بود.....

بچه ها سلام....

امروز وبلاگم هک شده بود.....ایشون بسیار به بنده لطف داشتن....قالب وبلاگ منو حذف کردن...

دست شیکم پنبه ای هم درد نکنه تونست پس بگیره.....

شیکم پنبه ای منه دیگه...

من قالب خودمو می خوااااااااااااااااااااااااااااااااااممممممممممممممم....

اگه قالب منو جایی دیدین حتما بهم خبر بدین..

هر چند این قالب رو هم شیکم پنبه ایم گذاشته....

اینو هم خیلی دوست دارم....ازش خوشم اومده.....

میزارم یه مدت باشه...چون شیکم پنبه ایم گذاشته...دستت درد نکنه گلم....

میدونم خیلی اذیتت می کنم....می دونم کاری کردم که ازم دلخور شی....یه یه جورایی بدت بیاد...

بازم ببخش...

تا بتونم دوباره وبلاگو مثل قبل درستش کنم....به کمک شما ها هم احتیاج دارم.....

اگه میشه بهم سایت کد های جاوا رو معرفی کنید...

ممنونم.....

شیکم پنبه ای مرسی بابت همه چی....

دوستون دارم خیلی زیاد ....تا بعد....

 

 
 

یکشنبه بیست و هشتم مهر 1387

طلوع کن طلوع کن..

اشاره کن که بشکفم حتی در این یخ بستگی...

در این ترانه سوزی و در این غزل شکستگی..

طلوع کن طلوع کن....بر این ستاره مردگی...

که از تو تازه می شود ..این خلوت سر خوردگی..

طلوع کن طلوع کن..

طلوع کن طلوع کن...که بودنم تازه کنی....

دست مرا بگیری و با بوسه اندازه کنی...

طلوع کن طلوع کن....

آینه پر می شود از جوانیه خاطره ها...

تن تو و شرم من و خاموشیه پنجره ها...

طلوع کن طلوع کن...بر این ستاره مردگی..

که از تو تازه می شود ...این خلوت سرخوردگی...

اشاره کن که من به تو...به یک اشاره میرسم...

رنگین کمان من تویی....که به ستاره میرسم...

من به تو شک نمیکنم....طلوع کن طلوع کن...

از تو به پایان میرسم....شروع کن شروع کن...

طلوع کن طلوع کن....بر این ستاره مردگی...

که از تو تازه می شود ..این خلوت سر خوردگی..

طلوع کن ...طلوع کن...

 

اینم یه شعر توپ از ابی جونم....

فوقالعاده این آهنگ رو دوست دارم...

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

   
فیلتر شکن

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

قلب به دنبال ماوس
JavaScript Codes پیغام ورود و خروج به وبلاگ

JavaScript Codes گلباران JavaScript Codes جلوگیری از راست کلیک JavaScript Codes