تبليغاتX
... ترنم و
   
... ترنم و
سلام جیگمل...نظر یادت نره شیطون.....
 
 
موضوعات

شعرهای عاشقانه

____________________
آرشيو شیطونی های من

مرداد 1388

بهمن 1387

دی 1387

آذر 1387

آبان 1387

مهر 1387

شهریور 1387

تیر 1387

خرداد 1387

اردیبهشت 1387

فروردین 1387

اسفند 1386

بهمن 1386

دی 1386

مرداد 1385

تیر 1385

آذر 1384

آبان 1384

____________________
مطالب اخير

خصوصیات فیلم های ایرانی

هدف از آفرینش مرد ها

آموزش دوخت پیژامه

...فلسفه فحش

بی نام و نشان....

دیدی برگشتم....

.....

دایره

او

____________________
شیطونی های روزانه

upload

____________________
پیوند ها

وبلاگ علی جوونم"آرسنالی ها بپرید اینجا"

بوترهای 2005

اموزش بدن سازی

عشق های اینترنتی

شکلات...

وبلاگ خوشگل آرش

هر کی قالب می خواد بیاد اینجا

فائزه&مهتاب

احساسم را میداند(میلاد)

خاطرات من

ترنم

عشقت یادم نمیره(وروجک ها)

درد عشق...

پسری تنها

آنتی پسر

عشق من...

لیلی و مجنون

همسفر غم

زندگی من....

نوشته های یه دختر به سیم آخر زده

معدن ترفند های توپ

نی نی یون.............

خلوت من ....

وبلاگ کد...

ایستگاه ذهن

داريوش...

آخرین هوار.....

عشق من...

نازیلا جون

بزرگترین وبلاگ سرگرمی ایران

دلی خالی از امید

ستاره....

عاشقانه..

ساحل دریا(ساسان.Mr )

اس ام اس های عاشقانه و سرکاری

بی صداتر از سکوت.. .:پرهام:.

خالیفسور علی

Armin..

بهار جون.....

پسر عاشق....

نیما خان...

پارسا جون...

.:Paulo:.

مهشید جون....

بغض"امیر جون"

زندگی با عشق..."نسیم جون" و "مینا جون"

هکران جهنمی....."سامی ...ساسی"

"جن و روح" .:برید توش تنتون می لرزه:. <مهدی عزیز>

سعیده جوونم...

بهای عشق..."مصلح عزیز"

سوته دلان...."فرشاد."

از شير مرغ تا جوون آدميزاد...

وبلاگ .:امير جون:.

____XMAN____

ترنم جوون........

هفت خورشید.....

عشق فراتر از بودن است...

قالب وبلاگ

____________________
امكانات جانبي

RSS 2.0

جدیترین کد آهنگ

 
 
 

چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387

...کیک

سلام به همه دوستای گلم ...

خوفین؟؟؟ خوشین؟؟؟؟ دماختون چاخه؟؟؟؟یکی یه دونه من چطوره؟؟؟؟ خوفی گلم؟؟؟

امشب بازم براتون عکس گذاشتم ....عکسایی که آدم دلش نمیاد اینارو بخوره......

امیدوارم خوشتون بیاد ...

برای دیدن عکسا برید به "ادامه مطلب"

 

 
 

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

...لب

 

اینم چند تا عکس از لب های خوشگل ....

امیدوارم خوشتون بیاد.....

بیرید به "ادامه مطلب" 


ادامه مطلب...

 
 

سه شنبه بیست و ششم آذر 1387

عکس عکس

  

به قولم عمل کردم و براتون چند تا عکس با حال گذاشتم .....

اینم چند تا عکس که فکر نمی کنم که جز تو ایران جای دیگه ای اتفاق بیفته.....

امیدوارم خوشتون بیاد....

برای دیدن عکس ها برید به "ادامه مطلب"

 


ادامه مطلب...

 
 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

...عکس

سلام به همه بچه ها .....مخصوصا یکی یه دونه خلو دیوونه خودم...

خوبین؟؟؟؟

راستش می خوام وبلاگ رو از این حالت بی روحی در بیارم...

می خوام علاوه بر اینکه شعر میزارم....یه سری عکس هم بزارم....

امیدوارم خوشتون بیاد....منتظر عکسای جدید من باشید....

 

تا یعد...

 
 

دوشنبه بیست و پنجم آذر 1387

کاشکی...

کاشکی نــگات بتـــونه حـرفه دلـو بــخونه

مــن با تمام قــلبـــم دیونتـــــم ؛ دیـــــوونه!!!

همـــیشه با تو بــودن، تــــموم آرزومــه

مــیخوام که با تو باشــم ای بهترین بـــهونه

به قــلب عاشق من تو معنی امــــیدی

تو با نگاه گــرمت به من زندگی میـــدی

تـــوئی بــهانــه مــن برای زنــده بــودن

توئی که این دلم رو به عاشقی کشیدی

نزار خـــدا جدائی مــا رو ز هم بـگیــره

نزار خـــدا که قـــلبم بدون ء اون بــمیـره

آه ای خــدای دلها که عشـــقو آفریـــدی

توئی که نور عـشقو به قـلبه من دمـیدی

هـمیشه عـاشق هستم همیشه عاشـقونه

بزار خــــدای دلــــها عشــقم بـرام بـــمونه

....

بــدون تـو عـــزیزم هــــمه زنـدگـی درده

منــو نـــگاه نــازت یه پـا دیــونه کــــرده

زندگی رو نـمیخوام اگر که بی تــو بـاشــه

اگــر کـه چــرخ دنیـــا بــکام دل نـگرده

....

نـــزار خـــدا بـــهارم خـزون غــم بـبینــه

بــدون اون بــهارم خـزونی سـرد و زرده

....

آه ای خدای دلـها که عشـــقو آفریـــدی

توئی که نور عشــقو به قلب من دمـیدی

نزار خــدا جدائی مـــا رو ز هم بـگیــره

نـــزار خــــدا که قـــلبم بدون اون بـمیـره

همیشه عاشق هستم با عشقی عاشقونه

بزار خــــدای دلــــها عشــقم بـرام بـــمونه

عشــــقم برام بمونه!!!

 تقدیم به یکی یه دونه.....

 
 

یکشنبه هفدهم آذر 1387

دلم واست تنگه...

 

 

دلم واست تنگ شده......زود برگرد....تنهام اینجا.....

 
 

پنجشنبه چهاردهم آذر 1387

!!!! شیکم پنبه ای و لپ تاپ

اینم عکس شیکم پنبه ایم ....البته وقتی که خیلی کوچلو بود ...

 
 

چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

یک ماجرای کاملا واقعی!!!!!!!! (all lies deleted)



all lies deleted + big truth censor



 

سلام....

خوبین؟؟؟ ممنونم که تو این مدت بهم سر زدین...

واقعا منو شرمنده کردین....

راستش یه متنی رو واستون گذاشتم تو وبلاگ که امیدوارم خوشتون بیاد .....

خواهش می کنم بخونید ...چون می خوام بعدش نظرتون رو بگید ....

 

روز سردی بود.....تو یکی از همین روز های سرد بود که باهاش آشنا شده بودم....تو یکی از روزهای سرد زمستون دیدمش....deleted...اولین قرارمون جلوی یه پارک بود...صبح وقتی بیدار شدم دلهره عجیبی داشتم ....نمی دونم چرا ....با اینکه دومین نفری بود که باهاش آشنا شده بودم اما بازم دلهره داشتم....قرار شده بود یه قرار گذاشتن خیلی معمولی و ساده باشه....ساعت 10 صبح باهاش قرار داشتم اما مثل همیشه دیر رسیدم سر قرار با 45 دقیقه تاخیر .....وقتی عکسشو تو اینترنت بهم نشون داد خیلی ازش خوشم اومده بود..یه صورت گرد و سفید و یه کمی هم تپپپل.....یه لب تقریبا قرمز با یه چشم گیرا....از اون قیافه ها که به دل آدم میشینه ....نمی دونم چرا اما وقتی واسه اولین بار عکسشو دیدم ....چشمام افتاد تو چشماش....دوست داشتم با این چشما حرف بزنم.....خلاصه یهو رفتم سوار ماشین شدم....یه تیریپ اسپرت ساده...اما شیک....بعد سلام و احوال پرسی رفتیم 2 تا ساندیچ سرد خریدیم و رفتیم به سمت دریا....همیشه دریا رو دوست داشتم...یه جورایی آرومم میکرد....توی راه زیاد حرف نزدیم...ازش خجالت می کشیدم...رفتیم و یه ساحل آزاد پیدا کردیم.....کسی اونجا نبود ....من بودم و خودش....زیر یه درخت پارک کردیم و پیاده شدیم....خیلی کم حرف می زدیم....هر دو نگاهمون به دریا بود ....نمی دونم تو فکرش چی بود اما اولش خیلی ساکت بود ....شاید ترجیح می داد ساکت باشه....خلاصه سر صحبت رو باز کردیم.....میون صحبت هامون یه بار مامان من زنگ زد یه بار هم باباش.....خلاصه جفتمون پیچوندیمشون ....یه کم شوخی کردیم ...یه کم جدی حرف می زدیم...ازش خوشم اومد .....یه پسر شوخ طبع اما در عین حال جدی و محکم ....هر چند تو دلش پر غم بود .....خلاصه اون روز بعد یه ناهار خوردن یه بعد از ظهر خیلی خوب تموم شد.....وقتی واسم حرف میزد انگار تو دلش پر غم بود....دلم می خواست کمکش کنم ...نمی دونم چرا؟؟؟احساس می کردم باید کمکش کنم....اما تو بعضی از مسائل نمی تونستم....و این خیلی اذیتم می کرد ....با اینکه خودم 1000 تا مشکل داشتم , مشکلات اون رو مهم تر از مشکلات خوم می دونستم.....از دنیا نا امید بود ....بهش حق می دادم ...خلاصه اولین قرار بهانه شد تا قرار دوم , سوم , و چهارم گذاشته شد .....قرار چهارم رو قرار شد بریم یه جای سر سبز ......دلو زدیم به دریا و رفتیم خارج از شهر تو یه جاده فرعی یه روستایی داشت .....قبل از روستا پیاده شدیم و از منظره ها عکس گرفتیم...وافعا قشنگ و دیدنی بود .....دیگه کمتر ازش خجالت می کشیدم....بهم قول داده بودیم بهم عادت نکنیم....ولی نمی دونست من از همون اولین قرار بهش عادت کردم....deleted ....خلاصه یه تپه بزرگ پیدا کردیم ....ماشین رو هم بزور کشوندیم تا بالا.....بیچاره چقدر بهمون فحش داد خدا می دونه......یه سراشیبی تند ....وقتی رسیدیم بالا ...چشم هر دو تامون گرد شد ....وااااای چه منظره ای....!!! با اینکه زمستون بود ولی هنوز سر سبزی خودش رو داشت ....یه دره دایره ای شکل با کلی زمین های خوشگل سر سبز....

پیاده شدیم و بازم شروع کردیم به عکس گرفتن ....یه کمی هم سر به سر همدیگه گذاشتیم.....وقتی تو ماشین نشستیم ....حرفامون باعث شد تا بهم نزدیک تر شیم....اولین بار بود که بغلش کردم....اولین بار بود که بغلم کرد....گرمای تنشو دوست داشتم ...تو اون هوای سرد خیلی واسم لذت بخش بود ....خیلی هم آرامش بخش...deleted اون صورت رو ببوسم ....ازش اجازه گرفتم ...گفتم میشه ببوسمت؟؟؟؟ چشماش افتاد تو چشمام ....خجالت کشیدم .....با خودم گفتم الانه که ازم ناراحت شده باشه.....ولی صورتشو آورد جلو....منم یه بوس کوچلو رو لپپش گذاشتم ....اونم با یه صدای آروم گفت مرسی....اون روز با اومدن یه مزاحم که بعد ها باعث به وجودآوردن یه ماجرای خیلی بد شد که باعث شد پلیس ها بیفتن دنبالمون تموم شد ...خلاصه دفعات بعد هم به همین منوال گذشت....deleted...deleted...اما هنوز هم اون روز ها رو دوست دارم....روزای سرد زمستون.....روزایی که کنار ساحل با هم قدم میزدیم....روزایی که پر از خاطره های قشنگ بود...یه چند ماهی گذشت و من و اون روز به روز بیشتر بهم عادت می کردیم...هفته ای دو بار همو میدیدم...گاهی وقتا هم بیشتر...تا اینکه پلیس مارو گرفت....از اون روز به بعد حتی به دریا نزدیک نمی شدیم...چه برسه به اینکه بخوایم بریم دریا...

CENSORED....یه چند باری هم رفتیم سینما که یکی از آشناهاشون مارو دید....سینما هم تعطیل شد.....خلاصه اینکه انگار همه می خواستن منو اون همو نیبینم.....همین طور هم شد....دیدارامون یا میشد تو دانشگاشون یا بیرون...البته اونم دو هفته با سه هفته در میون....deleted و خوش میگذروندیم اما بعد اون ما جرا فقط می تونستیم نهایتا 4 سا عت پیش هم باشیم ......انقدر که دوسش داشتم نمی تونستم ببینم ازم دلخوره....دلم نمی خواست حتی یه لحظه از دستم عصبانی باشه..... deleted...deleted ....deleted....deleted....می ترسیدم اگه بهش بگم....deleted.....یا بزاره بره...آخه deleted.....deleted...deleted...deleted....هر چند من تمومش کردم البته به ظاهر, اما در واقع deleted.....شده بودم جوجه اردک زشتش....اونم شده بود گردالی قلمبه گامبالو تپپپل من .....آره...deleted....deleted...deleted....deleted....deleted....دیشب دوست داشتم زمین باز بشه و من برم توش.....دیشب مثل یه شیشه خورد شدم....به قول خودش ترور شخصیت شدم.....deleted.....

deleted....deleted.....deleted....deleted....اما می خوام بدونه.....deleted.....deleted.....با اينكه يه شب بيشتر نگذشته ...ولی انگار واسه من یه سال گذشته....دلم واسش تنگ شده....واسه صداش...واسه خنده هاش...واسه گریه هاش.....واسه شوخی کردناش...واسه عصبانی شدناش....اما ....

تو این یه سال من غیر از اون با کسی نبودم و نیستم.....یعنی اعتقاد دارم اگه تو به طرف مقابلت خیانت کنی یه روز همین بلا سرت میاد .....چطور می تونستم بهش خیانت کنم.....اون شده بود همه چیزم...چه روزا و شبهایی با عکسش حرف نزدم....چه صبح هایی به عکسش صبح بخیر نگفتم و بوسیدمش....چه شب هایی به عکسش شب بخیر نگفتم و بوسیدمش.....deleted .....یdeleted...deleted....دوست دارم همیشه بخنده ....نمی خوام ناراحتیشو ببینم....اون خوشحال باشه .منم خوشحالم....

deleted....دوست دارم یه روز برسه تا بتونم ببینمت....تا بتونم تو چشمات نگاه کنم....deleted....تا deleted.....deleted.....به امید اون روز .....

مرسی که اومدین و به حرفام گوش دادین...هر چند حرفایی که در مورد این یه سال باید بزنم خیلی زیاده.....شاید یه کتاب هم بشه در موردش نوشت...من خلاصش کردم که شماها خسته نشین.... 

 

 امیدوارم از این متن خوشتون اومده باشه....نظرتون رو بگید .....

موفق باشین....تا بعد ..

 
 

چهارشنبه سیزدهم آذر 1387

کوچه...

سلام اینم یه شعر از امیر شریفی که متاسفانه من نتونستم آهنگشو پیدا کنم اما با اجرای رضایا

عزیز دیدم....امیدوارم خوشتون بیاد ...

اگه بخوای فراموشم کنی ....تو بزار دوباره من ببینمت.....

 واسه ی آخرین بااار ....توی آغوش بزار بگیرمت....

اگه هنوزم میشنوی تو این صدا رو....بیا برگرد و ببین این رد پارو ....

که دیگه غبار غم رو دل نشسته....بیا پاک کن این همه گرد و غبار و.....

 .....کوچه بی تو بی عبور..........کوچه...کوچه صوت و کوره.... .....کوچه بی تو بی عبور ......این

کوچه....کوچه صوت و کوره...

یادته گفتی که چقدر غمگین می خونی....تو بزن شاد بزن تو هم می تونی....

حالا اینجا غم و با شادی بخونم.......که بگم بی تو من نه شاد نمی مونم... .....

کوچه بی تو بی عبور..........کوچه...کوچه صوت و کوره.... .....کوچه بی تو بی عبور ......این

کوچه....کوچه صوت و کوره...

 

 

 

 
 

جمعه یکم آذر 1387

Picture

یه چند تا عکس گذاشتم....امیدوارم خوشتون بیاد...

عکسام جقول بقول تشریف داره.... واسه دیدن عکسا برید تو ادامه مطلب..

 

 

 

 

 

 


ادامه مطلب...

 
 

جمعه یکم آذر 1387

Hossein mokhte

سلاااااااااممممممممممممممممم

 

شما ها هم شنیدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

میگن Hossein mokhte فوت کرده......

 

نمیییییییییییییییی خوااااااااااااااااممممممممممممممم.....

 

خیلی با حال می خووووننند

میگن با sasy & alishmas بوده...تصادف کردن

وااااایییی نهههههههههههههههههههههه.....

تا بعد...

 
 

Weblog Themes By Pars Theme

   
فیلتر شکن

:آدرس سایت فیلتر شده
:نوع فیلتر

قلب به دنبال ماوس
JavaScript Codes پیغام ورود و خروج به وبلاگ

JavaScript Codes گلباران JavaScript Codes جلوگیری از راست کلیک JavaScript Codes